شروعی برای آرین و آوا جونی
سلام عزیزای دلم
مامانی از امروز تصمیم گرفته برای شما یک وبلاگ درست کنه و گاه و بیگاه یه چیزی برای شما توش بنویسه اگرچه یه کم دیر شروع کردم ولی خب باز هم خوشحالم. راستی آرین من امروز درست 5 سال و 6 ماه و 11 روزشه و آوا خانومی هم درست 8 ماه و 20 روزشه. راستی آرین الان چند روزیه که با بابایی می ره استخر و پیشرفتش خیلی خیلی خوب بوده چون تا همین چند وقت پیش از استخر می ترسید
و من از این بابت ناراحت بودم
. آوا عسلی هم از دیروز به طور کامل 4 دست وپا راه میره و یک هفته ای می شه که دندون دومش هم در اومده و خیلی خیلی بامزه شده
خلاصه دنیای من با شماها حسابی پر شده راستشو بخواین گاهی خیلی خسته می شم ولی وقتی نگاهتون می کنم لذت می برم می دونین مامان بودن اگرچه سخته ولی بعضی وقتها خیلی کیف هم داره وقتی شما ها رو تو بغلم می گیرم حس می کنم دو تکه کوچولو از قلب من جدا شده و داره تو وجود شماها شکل می گیره. بوس بوس


شروعی برای آرین و آوا جونی
