آواآوا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 12 روز سن داره

My Dears

شب نیمه شعبان

سلام مدتیه که نرسیدم چیزی بنویسم  و دچار عذاب وجدان شدم  راستش خیلی روزهای شلوغی داشتم اول از آوا خانوم ناز و عسلی بگم که تازگی ها کاملاً بلند میشه ( البته باید دو دستش رو به جایی نگه داره) و کلماتی مثل دد، ماما و گاهی هم بابا رو می گه و خلاصه کلی دلبری می کنه. بعد از ظهر ها که از خونه مادرجونی یا مهدکودک می یاد، احساس می کنم می ترسه که مامانش رو دوباره نبینه و به همین خاطر می چسبه به من و گل سینه من می شه. آقا آرین خوشگلمم پنجشنبه پیش جشن فارغ التحصیلی از مهدکودکش رو داشت که در فرهنگسرای شفق برگزار شد و من هم که همش در طول جشن احساس می کردم پسرم داره وارد مرحله جدیدی از زندگی میشه، حس عجیبی داشتم و دائماً خودم رو کنترل می ک...
15 تير 1391

از خونه!!!

سلام خیلی خوشحالم چون از امروز می تونم توی خونه به سایت دستر سی داشته باشم چون از امروز اینترنت پرسرعت وایمکس گرفتم و الان هم آرین جونی با بابایی رفته کلاس ژیمناستیک و آوا عسلی هم مهد مامان بزرگه و من فرصتی پیدا کردم به سایت سر بزنم آوا عسلی این روزها همش مشغول کشف دنیای اطرافشه و دستشو به هر جایی می گیره و می خواد وایسه و گاهی هم تاپی زمین می خوره در ضمن عاشق ددر رفتن هم هست آرین هم که بیشتر اوقات با باباییش می ره بیرون.  الان می خوام امتحان کنم و ببینم موفق به آپلود عکس این جوجوها می شم یا نه؟ ...
7 تير 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به My Dears می باشد